سایت اصلی| صفحه اصلی| ورود اعضا| ثبت نام| ارتباط با ما| درباره ما
  صفحه اصلی   ویژه
تفکر شهید مطهری درباره بیداری اسلامی

شهید آیت‌الله مطهری (ره) در آغاز شکل‌گیری انقلاب اسلامی اعلام کرده بود غرب مشغول تجهیز و اتحاد تمام قوای خود علیه بیداری اسلامی است، به همین جهت برای تضعیف شعارهای انقلابی قدم بر می‌دارد.
 قریب یک قرن است که تحول‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جهان، تکان و بیدارباس مجددی به ملت‌ها داده است. آن‌ها از یک طرف با بینشی جدید به توحید و اسلام و داعیه‌های آن نگریستند و یک دنیا حقایق نوین کشف کردند و از جانب دیگر، مشاهده وضع موجود مسلمانان و تفرقه‌ها و محرومیت‌ها و عقب‌ماندگی‌ها، درد و طلب نوینی در این مردم ایجاد کرده و می‌کند. از طرف دیگر ما شاهد جوشش و حرکتی در کشورهای اسلامی اسیر هستیم. شعار‌ها و داعیه‌های توحیدی و آزادیبخش اسلام، نه تنها مسلمانان بلکه هر قوم ستم کشیده دیگر را که با این تعالیم آشنایی می‌یابند به جنبش و پویایی درمی‌آورد.
شهید مطهری بیش از ۳۰ سال قبل، وقوع نهضت‌های امروزی را در منطقه به دنبال انقلاب اسلامی ایران پیش‌بینی کرده بود: ‌ در کشورهای آفریقایی نوبنیاد و نیز در کشورهای عربی تحت استعمار، اسلام به صورت ایدئولوژی نهضت و قیام محرومین درآمده است.
شهید مطهری معتقد است که تمدن غرب نیز که از قرن‌ها پیش در خفا و علنی با اسلام می‌جنگد، با مشاهده این پدیده به جنب‌وجوش افتاده است. یعنی غرب بورژاوا و استعمارگر با بلوک شرق مارکسیست از در همزیستی مسالمت‌آمیز درمی‌آید و از جانب دیگر با اتحاد ذاتی با صهیونیسم، دولتی در قلب ملل اسلامی ایجاد می‌کند و نیز در تلاش به دست آوردن دل پیروان ادیان دیگر، چون بودائیان، زرتشتیان و... می‌باشد.
مطهری (ره) تعبیر بسیاری دقیقی از وضعیت غرب بعد از انقلاب اسلامی دارد: اکنون چنین به نظر می‌رسد که غرب مشغول تجهیز و اتحاد تمام قوای ضد اسلام و ضد عدالت علیه اسلام و مسلمانان است به همین جهت دم به دم و از اطراف و اکناف، توطئه‌ها و اقدام‌ها است که برای تضعیف اثر شعار‌ها و تعالیم اسلامی کشف می‌کنیم.
مردانی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده و... پایه‌گزاران ملیت جدید توحید بودند
مجموعه این توطئه‌ها و اتحادیه‌ها موجب تقویت حس درد مشترک میان مسلمانان دردمند می‌شود و بافت وجدان ملی آن‌ها را تقویت می‌کند. آن بینش و این احساس درد‌ها امروزه رو به پیشرفت و توسعه است و ملیت اسلامی بار دیگر در حال تولد است. ملتی که از مرزهای قراردادی و اسلامی گذشته و همه مسلمانان و حتی همه انسان‌های آزاد و یکتاپرست را فرا می‌گیرد، ملیتی که حاکمیت هر قوم و طبقه و خانواده‌ای را نفی و انکار می‌کند و آزادی و رهایی بشر از همه غل و زنجیرهای فکری و اجتماعی و سیاسی و هدایت او به استان قرب پروردگار عالم، اساس و زیربنای آن است. مردانی چون عبدالرحمن کواکبی، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده، نائینی، اقبال لاهوری و بشیر ابراهیمی پیشروان آن بینش جدید از توحید و اسلام و نخستین احساس کنندگان درد و طلب نوین اسلامی و پایه‌گزاران ملیت جدید توحید بودند.
شهید مطهری که اقبال را از طلایه‌داران بیداری اسلامی می‌داند، در وصف او می‌گوید: این ناله اقبال لاهوری است که چون نسیم سحری دل‌های خفته و وجدان‌های متفرق مسلمانان را بیدار می‌کند و رسالت خدمت‌گزاری بیمنت خلق خدا و بشارت آزادی و آزادگی نوع بشر را به یاد آن‌ها می‌آورد:
 این غنچه خوابیده چون نرگس نگران خیز / کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز
از ناله مرغ سحر، از بانگ اذان خیز / وز گرمی هنگامه آتش نفسان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران‌خیز
دریای تو دریاست که آسوده چو صحراست؟! / دریای تو دریاست که افزون نشد و کاست؟!
بیگانه آشوب و نهنگ است چه دریاست؟! / از سینه چاکش صفت موج روان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران‌خیز
فریاد از افرنگ و دلاویزی افرنگ / فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ / معمار حرم، باز به تعمیر جهان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران‌خیز
استاد مطهری اتحاد و همبستگی جامعه را از علایم حیات جامعه می‌داند و می‌گوید: کلید بازگشت یکی از علائم حیات یک جامعه این است که همبستگی میان افرادش بیشتر است. متلاشی شدن و متفرق شدن و جدا شدن اعضا از یکدیگر خاصیت مردگی است. خاصیت زندگی یک اجتماع به همبستگی و پیوستگی بیشتر اعضا و جوارح آن اجتماع است.
حال آیا جامعه اسلامی امروز یک جامعه زنده است یا یک جامعه مرده؟ به این دلیل که مسلمانان بیشتر به جان یکدیگر می‌افتند و بیشتر تلاششان صرف جنگ و دعوا با خودشان و اختلاف داخلی خودشان می‌شود و در نتیجه دشمن زیرک استفاده می‌کند، آن‌ها مرده هستند! چه تعبیر رسایی وجود مبارک رسول اکرم (ص) دارد، می‌فرماید: مثل مردم با ایمان، آنهایی که زنده به ایمان‌اند، آنهایی که مصداق «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ» هستند.
مطهری (ره) معتقد است که مثل مؤمین در همدلی، ‌در دوست داشتن یکدیگر، ‌ در عاطفه داشتن نسبت به یکدیگر، در همدردی نسبت به یکدیگر، در علاقه‌مند بودن به سرنوشت یکدیگر، مثل پیکر زنده است که اگر عضوی از آن بدرد آید سایر اعضا با این عضو همدردی می‌کنند.
آفت‌های انقلاب اسلامی از زبان استاد مطهری
مطهری (ره) معتقد است که اگر انقلاب اسلامی بخواهد سلب کننده آزادی‌ها باشد، این یک آفتی است در آن و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعی به معنی دقیق کلمه حساسیت کافی نداشته باشد به خطر خواهد افتاد. اگر تحت تاثیر مکتب‌های ماتریالیستی، معنویت را کوچک و ضعیف بشمارد و گرایش مادی زیاد پیدا بکند باز به خطر خواهد افتاد. اگر استقلال را، چه استقلال سیاسی، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مکتبی؛ یعنی اینکه اسلام را به عنوان یک مکتب مستقل بشناسد و معرفی بکند نه اینکه از مکتب‌های دیگر قسمت‌هایی را بگیرد و مخلوط بکند، کوچک بشمارد، باز در خطر است.
پرهیز از تقلید! مستقل باشیم یا از غرب تقلید کنیم؟
مطهری (ره) این ایده که؛ «چون غرب از لحاظ تکنولوژی پیشرفت کرده است، باید از او تقلید کرد تا به او رسید» را از آفت‌های جهان اسلام می‌داند و می‌گوید: موجب تاسف است که گروهی از بیخبران می‌پندارند مسائل مربوط به روابط خانوادگی نظیر مسائل مربوط به راهنمایی، تاکسیرانی، اتوبوسرانی، لوله‌کشی و برق سال‌ها است که در میان اروپاییان به نحو احسن حل شده و این ما هستیم که عرضه و لیاقت نداشته‌ایم و باید هر چه زود‌تر از آن‌ها تقلید و پیروی کنیم. این پندار اشتباه محض است؛ آن‌ها از ما در این مسائل بیچاره‌تر، گرفتار‌تر و فریاد فرزانگانشان بلند‌تر است. از مسائل مربوط به درس و تحصیل زن که بگذریم، در سایر مسائل خیلی از ما گرفتار‌تر و از سعادت خانوادگی کمتری برخوردار می‌باشند.

 

 

کليه حقوق این سایت برای مرکز مطالعاتی فارا محفوظ می باشد© 1388